تبليغاتX
بهونه بی بهونه

منم بهونه دار شدم؛منم ساده به یه نگاه مهربون دل دادم...

 گرچه که راهم اشتباس اما تو عشق همه چیز حتی اشتباهاتم زیباست ....

بهونه میگه نمیتونه کاری کنه که تا ابد باهم باشیم اما من دعا میکنم اونم عاشق بشه؛ اونم مثل من به

 یه نگاه دل ببنده...

  من به بهونه نگفتم دوسش دارم!!!! تو آخرین تلاشم واسه گفتن بازم دهنم قفل شد یه حسی بهم

میگه مال تو اما بهش نگو دوسش داری...

بهونه تولدت تو قلبم مبارک



پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 |

یه حادثه

یه روز تو شب تنهایم شدی واسم یه همزبون

 دارو ندارم تو شدی بعد خدای مهربون

 

تو غصه هام قصه بودی واسه دوباره خندیدن

یادم دادی بخندمو بگم که غم ها گندیدن

 

 ماه تو آسمون نبود تو ماه خونه ام شدی

من شعر میخوندم واسه تو میگفتی شاعرم شدی

 

 اما یه روز یه حادثه تو رو ازم جدا کرد

قلب کوچیک عشقتو بی مهری آشنا کرد

 

حالا تو قصه های من غصه شدی برای من

یادم دادی گریه کنم وقت دوباره خندیدن



چهارشنبه بیستم شهریور 1387 |

شاعر بی بهونه

 

بازم منم یه رویای همیشگی

باز اومدم شاید بگی که عاشقی

 

بازم من یه عاشق دیونه

همون که تا آخرش فقط با تو میمونه

 

بازم منم همون فراموش شده

تو دست عشق تو فراون شده

 

بازم منم با حرفای همیشگیم

خواستم بگم دوست دارم تا آخر زندگیم

 

بازم منم همون درخت پیرت

که تک وتنها مونده اینجا گیرت

 

بازم منم اون که تو چشات رها شد

به خاطرت با فرهاد آشنا شد

 

بازم منم شاعر بی بهونه

اون که واسه چشات خیلی میخونه

 

بازم منم مزاحم همیشگی

من اومدم شاید بگی که بخشیدی



چهارشنبه بیستم شهریور 1387 |