تبليغاتX
بهونه بی بهونه

قشنگ ترین فرشتۀ دنیا اسمش رویای دو

*****

تو یه جای قایم شدی که هیچ کس نمیدونه. یه جا تهه تهه قلبم ؛ یه جا که هر وقت دلم میگیره تو توی اشکام قل میخوری میای پایین.تو قایم شدنو دوست داری هر وقت دنبالت میگردم ببینم کجای قلبمی تو توی چشمام قایم میشی که من پیدات نکنم شاید میترسی من از وجودم بیرونت کنم!!!.من تو رو پیدا میکنم و اون وقت نوبت تو میشه تا دنبالم بگردی.... من قایم میشم تا منو پیدا کنی و وقتی منو ته قلبت پیدا کردی واسه همیشه از صحنه روزگار محو میشیم و اسم من و تو تو تاریخ ننوشته ها نوشته میشه. یه داستان از رویا و کسی که اسمش هیچ وقت فاش نشده... اسم تو میتونه قشنگترین اسم دنیا باشه میتونه هم اسم من باشه مثلا رویای دو . تو آینه منی مثل من... اما از جنس و از تبار من نیستی... تو یه فرشته ای که مردونه ترین صورتو داره یه فرشته که از جذبش خورشید و از زیبایش ماه بیرون نمیاد از عشق شدیدش غنچه باز میشه و از اشکای گرمش بارون سیل میشه از صداش پرنده ها عاشق خوندن میشن و از ناراحتیش پاییز بوجود اومده از تولدش بهار شده فصل زندگی و از دوریش غم و دلتنگی بوجود اومده کی میدونه شاید وقتی من به دنیا اومدم زمان چند ثانیه به عقب برگشته... اما خوب میدونم که بعد از تولد من تمام رویا ها رنگ باختن... آخه اونا پیش تخیل فوق الاده من کم آوردن که تو با این همه خوبی چه جوری تو رویای من جا شدی اونا نمیدونن،تو اولین واقعیتی هستی که مثل رویا شیرینی و دست نیافتنی اما من بدستت آوردم تو توی قلبمی و من اسمتو به هیچ کس نمیگم میترسم چشمم بزنن که من قشنگ ترین فرشته رو تو دلم دارم من تو رو دارم من  رویای  دو  رو  دارم

 



شنبه ششم مهر 1387 |

 

دزد

 

آی مردم دزد... دزد

یک نفر قلب مرا یغما برد

یک نفر غم مرا یکجا و بی پروا خورد

آی مردم....

ندیدید کسی

 به بلندای سرو

همه بارش قلبی به بزرگی حق

دزد اوست...

آن مرد سیا چشم و خموش

که مرا تکرار کنان

در سکوت تلخش

به سحر گاه شکفتن ها برد

او قلب مرا با خود برد....

وای بر من بی دل شده او راز مرا خواهد خواند

وای بر من که دل اسرارش را گفت به دزد

راز آن چشم سیاه

که همه دارو ندارم را برد



پنجشنبه چهارم مهر 1387 |

 

ساز گناه

خدایا به من دیوانه کمک کن که من پرم از گلایه های به اشد مجازات محکوم شده و نجاتم بده از این حسرت،از حسرت پروانه بودن و به شوق رسیدن به نور لایتناهی تو تا ابد پرواز کردن

خدایا ببخش مرا اگر لباس تنهای پوشیدم و به ساز گناه رقصیدم، اگر این چنین نبودم که هستم و این چنین نخواهم بود که میخواهم.....

خدایا اگر چه باز در کوچه های زندگی گم شدم و از کوچه دیروز به فردا رسیدم اگر چه گستاخانه فراموشت کردم  اما مرا تنها نگزار که من یک پروانه ضعیف النفسم....

 

شعرامو از گلایه ها خط میزنم

به عشق تو تا آسمونا میپرم

تو بهترین حسی واسه دل من

تاآخرش پام میمونی مگه نه

تو شعرای من تو همیشه هستی

اون بالای تو آسمونش هستی

توی این شعر دارم از تو میخونم

 از توی مهربون خدای خوبم

توکه بهم میدی بی بهونه

حتی آرزوهای بچه گونه

ببخش اگه من نبودم مهربون

مثل خودت خوبو بی زبون



دوشنبه یکم مهر 1387 |