تبليغاتX
بهونه بی بهونه - دزد

 

دزد

 

آی مردم دزد... دزد

یک نفر قلب مرا یغما برد

یک نفر غم مرا یکجا و بی پروا خورد

آی مردم....

ندیدید کسی

 به بلندای سرو

همه بارش قلبی به بزرگی حق

دزد اوست...

آن مرد سیا چشم و خموش

که مرا تکرار کنان

در سکوت تلخش

به سحر گاه شکفتن ها برد

او قلب مرا با خود برد....

وای بر من بی دل شده او راز مرا خواهد خواند

وای بر من که دل اسرارش را گفت به دزد

راز آن چشم سیاه

که همه دارو ندارم را برد



پنجشنبه چهارم مهر 1387 |